تبليغاتX
غزل تنهایی من - ..::یه اتفاق بد میان آرامش من::..

دیشب وقت خواب پر بودم از یه استرس نامعلوم!حس کردم به خاطر اتفاق اون شب و .....

تو استرسی که آرومم نمی ذاشت!سخته!یه ارامشی که به سختی به دست اوردی!بریزن بهم!

نمیدونم!

یعنی میشه دیگه هیچی نباشه که اذیتم کنه؟!سعی می کنم،برگردونمش!سعی می کنم!

 

پ.ن:استاد عباسپور به شرطی قبول کرد که بهم توابع مختلط بده که آخر ترم جزومو بدم بهش!!!!

پ.ن:!به من چه اونا چی کار می کنن!ولی نگران تو هستم!و نگران تنهاییت!فضول این جا زیاده!

خیلی زیاد مثل "...".

پس خواهشا منو قاطی دعوا نکن!

پ.ن:نگرانم!مضطربم!کسی هست بهم بگه که تموم شد؟!

پ.ن:اسپندارمذگان شما مبارک!!!!

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 15:26 توسط غزل |